تبليغاتX

مشکی پوش کنگان
JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes .. New Page 3

جستجوگر

>
Powered by IP2Location.com
Powered by IP2Location.com
                   

چند تا دوسم داري ؟

 هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم...

 ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟

چون قوي ترين وبزرگترين عدديه که ميشناسم ...

 دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟

ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم

 يکي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ...

                                            پس اينو بدون از الان و تا هميشه يکي

                                                    دوستت داره


                     
 



                            خاطرم نيست که تو از باراني ، يا که از نسل نسيم 
                                  هر چه هستي گذرا نيست هوايت ، بويت . . .


                                       فقط آهسته بگو . . با دلم مي ماني . . 

                                    

  

بعد از اولین نگاهت ...


من در شهر چشمانت گم شدم ...


کوچه های شهر بوی آسمان می داد ...


روی بام خانه ها لانه کرده بود ،،، فریاد ....


بعد از اولین نگاهت ...


خاطره هایم جان تازه ای گرفتند ...


و من با لحظه هایم همدم ناقوس شب شدیم ...


بعد از اولین نگاهت ...


دیوانگان مرا به سخره گرفتند ...


و هیچکس نمیدانست عطر نگاه تو آوارگی دارد ...


میدانم دستان کوچکم


نمی توانند آغوش گرمی برای دلتنگیهات باشند ...


اما بدان در جنگ با گريه ها ....


طلایه دار سپاه تو منم ...


بدون نگاهت عشق را نمیفهمم ...

 

و نفس کشیدن اجباریست ...


بعد از اولین نگاهت ...

 

احساسم بال در آورد ....


و به سوی شهر چشمانت پر کشید ...

+ نوشته شده توسط رضا زیارتی در سه شنبه 1388/04/09 و ساعت 8 PM |

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...

عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .

به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .

به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .

به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .

به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران *  دوستت دارم * . 

به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم  .

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .

به عشق دیدنت بی قرارم  . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی  * دوستت دارم * . . .

من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .

لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...

به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .

من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط  تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...

ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها  * دوستت دارم *  . 

پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟

این بار او سکوت کرد .

و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...

اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...

و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست 

 

 

وقتی شب به انتها نمیرسه

تنها جای پر کشیدن قفسه

حالا که سکوت ما نمیشکنه

بین ما فاصله فریاد میزنه

زیر سقف این آسمون کبود

تو بگو گناه من یکی چی بود

یه دفعه همه قلبها سنگی شدن

پس بده دوباره چشمات رو به من


http://i29.tinypic.com/30cwyn9.jpg

 

+ نوشته شده توسط رضا زیارتی در پنجشنبه 1388/03/28 و ساعت 10 AM |
 

              کم کم اعجاز نگاه  تو مرا شاعر کرد

                نازچشمان سیاه تو مرا شاعر کرد

                 من الفبای جنون هیچ نمی دانستم

                  قدم اول راه تو مرا شاعر کرد

               گرچه دلبسته ی خورشید نبودم حتی

             عاقبت صورت ماه  تو مرا شاعر کرد

            باورم  نیست که از خویش غزلساز شدم

              خنده ی  گاه به گاه تو مرا شاعر کرد

            کوه اندوه  تو را در دل من طاقت نیست

             بگذر ای عشق که آه تو مرا شاعرکرد

          من کجا - شعر کجا - خلوت و فانوس کجا ؟

              آری اعجاز نگاه تو مرا شاعر کرد ...

             

             من را به غیرعشق به نامی صدا نکن

               غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

               بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

             با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

                موهات را ببند دلم را تکان نده

              در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

             من در کنار توست اگر چشم وا کنی

             خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

              بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

                تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

             

              امشب برای ماندنمان استخاره کن

             

              اما به آیه های بدش اعتنا نکن ...

 

    

      

           از دست نوشته های امید زندگیم ((یگانه))

+ نوشته شده توسط رضا زیارتی در شنبه 1388/02/12 و ساعت 2 PM |

آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی
آرامش پس از شب توفان من تویی
حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح
زیباترین بهانه ایمان تویی
احساسهایی از متفاوت میان ماست
آباد از توام من و ، ویران من تویی


آسان نبود گرد همه شهر گشتنم
آنک ، چه سخت یافتم :" انسان " من تویی
پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز
در سینه من ، آتش پنهان من تویی
هر صبح ، با طلوع تو بیدار می شوم
رمز طلسم بسته چشمان من تویی
هر چند سرنوشت من و تو ، دوگانگی است
تنهای من ! نهایت عرفان من تویی

 

 

+ نوشته شده توسط رضا زیارتی در سه شنبه 1387/11/15 و ساعت 12 PM |

تصاویری از کنسرت بزرگ سلطان مشکی پوش در ۲۰آذر
                    در ادامه مطلب
عکسها بر گرفته از وبلاگ گروهی مشکی پوشها

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا زیارتی در پنجشنبه 1387/09/21 و ساعت 7 PM |

 
اون حلقه که تو دستته طناب اعدام منه

ستاره غرق به خون تو سفره شام منه

تو اونجا غرق زندگي من اينجا غرق مردنم

مثل يه ديوونه دارم اشک ميريزم جون ميکنم

از خونه بيرون ميزنم طاقت موندن ندارم

بايد بيام ببينمت يه هديه اي برات دارم

چقدر شلوغه کوچتون ببين چه شور و حاليه

اما تو سفره عقدتون جاي يه چيزي خاليه

مگه ميشه نبينمت تو اين لباس روياي من

فقط بذار نگات کنم چيزي نگو حرفي نزن

بي دعوت اومدم ببخش مهمون ناخونده منم

خواستم کنار تو باشم لحظه پرپر زدنم

چيزي برام نمونده که وصلم کنه به اين زمين

غير يه رگ که بعد تو پاره ميشه فقط همين

چشماتو روي من نبند نترس دارم تموم ميشم

تو سفره عقدت ميخوام گلاي قرمز بپاشم

اين دم آخر بذار تا نگات کنم يه عالمه

عزيزکم ببخش اگه چشم روشنيم برات کمه
                                    متن شعر از سلطان دلم رضا صادقی
                                    
+ نوشته شده توسط رضا زیارتی در چهارشنبه 1387/08/29 و ساعت 9 AM |

يادته تو اون روزاي کودکي
نامه مي داديم به هم يواشکي
يادته خونه مي ساختيم روي آب
با يه کاغذ و يه سقف پولکي
هميشه مي خنديديم از ته دل
يادته گريه مي کرديم الکي
تو مي گفتي مثله باغ غزلي
من مي گفتم مثله باغ ميخکي
هيچکسي نمي تونست جدا کنه
مارو از هم حالا با هر کلکي
آره بچه بوديمو مسته خيال
اما عشقمون نبود دروغکي
حالا اما ديگه  ما بزرگ شديم
مي دونم بي دل شدي راست راستکي
تو مي گي خشکيده باغ غزلت
ولي تو ، ولي تو هنوز
هنوزم يه باغ ميخکي

اجرای متن دکلمه بالا با صدای  سلطان مشکی         دانلود دکلمه 

گفتم شايد نديدنت از خاطرت دورم کنه
ديدم نديدنت فقط  ميتونه که کورم کنه
ميتونه که کورم کنه
گفتم صداتو نشنوم شايد که از يادم بري
ديدم تو گوشام جز صدات نيستش صداي ديگري
نيستش صداي ديگري
نديدن و نشنيدنت عشقت رو از دلم نبرد
فقط دونستم بي تو دل
پرپر شد و گم شد و مرد
نديدن و نشنيدنت عشقت رو از دلم نبرد
فقط دونستم بي تو دل
پرپر شد و گم شد و مرد


بعد از تو باغ لحظه هام حتي يه غنچه گل نداد
همش ميگفتم با خودم نکنه بميرم و نياد
اين روزا محتاج توام من نميگم دلم ميگه
فردا اگه مردم نيا ، چه فايده نوش دارو ديگه

بعد از تو باغ لحظه هام حتي يه غنچه گل نداد
همش ميگفتم با خودم نکنه بميرم و نياد
اين روزا محتاج توام من نميگم دلم ميگه
فردا اگه مردم نيا ، چه فايده  نوش دارو ديگه

نديدن و نشنيدنت عشقت رو از دلم نبرد
فقط دونستم بي تو دل
پرپر شد و گم شد و مرد
نديدن و نشنيدنت عشقت رو از دلم نبرد
فقط دونستم بي تو دل
پرپر شد و  گم شد و مرد
گم شد و مرد

گفتم شايد نديدنت از خاطرت دورم کنه
ديدم نديدنت فقط  ميتونه که کورم کنه
ميتونه که کورم کنه
گفتم صداتو نشنوم شايد که از يادم بري
ديدم تو گوشام جز صدات نيستش صداي ديگري
نيستش صداي ديگري

دانلود همین متن بالا با صدای سلطان مشکی              دانلود آهنگ 


 

+ نوشته شده توسط رضا زیارتی در جمعه 1387/07/26 و ساعت 7 PM |
 


Home | E-mail | Archive | Contact | Google

Powered by : BLOGFA - Designer : MLAS » Mehran.MLAS